خلاصه کامل کتاب مشکل اساسی در سازمان روحانیت اثر مطهری
خلاصه کتاب مشکل اساسی در سازمان روحانیت ( نویسنده مرتضی مطهری )
کتاب مشکل اساسی در سازمان روحانیت اثر استاد شهید مرتضی مطهری، به آسیب شناسی عمیق و راهکارهای اصلاحی برای نهاد روحانیت شیعه می پردازد. این اثر، که ریشه در دغدغه های درونی و مسئولیت شناسانه نویسنده دارد، به بررسی چالش هایی نظیر عوام زدگی، نواقص آموزشی حوزه ها، و مسئله بودجه می پردازد تا مسیر را برای بالندگی و تاثیرگذاری بیشتر روحانیت هموار سازد.
استاد شهید مرتضی مطهری، متفکر برجسته و از چهره های محوری اندیشه اسلامی معاصر ایران، عمر خود را وقف تبیین، ترویج و دفاع از معارف اصیل اسلامی کرد. ایشان نه تنها به ارائه دیدگاه های فلسفی و کلامی می پرداخت، بلکه همواره نسبت به مسائل اجتماعی، فرهنگی و به ویژه نهادهای دینی دغدغه های عمیقی داشت. کتاب «مشکل اساسی در سازمان روحانیت»، که در سال ۱۳۴۱ و در بستر بحث های پیرامون مرجعیت و روحانیت نگارش یافت، یکی از مهم ترین آثار ایشان در این زمینه است. این اثر که در ابتدا به عنوان مقاله ای در کتاب «ده گفتار» و همچنین «بحثی درباره مرجعیت و روحانیت» منتشر شد، در واقع ندای دلسوزانه ای از درون یک روحانی برجسته برای اصلاح و ارتقاء جایگاه روحانیت است. اهمیت این کتاب در زمان حال نیز به قوت خود باقی است، زیرا دغدغه هایی که مطهری سال ها پیش مطرح کرد، همچنان در ابعاد مختلفی قابل مشاهده و تأمل هستند. او با نگاهی نقادانه و سازنده، به ریشه یابی مشکلات موجود در سازمان روحانیت می پردازد و راهکارهایی را برای بازیابی نقش واقعی و تاریخی این نهاد ارائه می دهد. این مقاله تلاشی است تا خلاصه ای جامع و تحلیلی از مباحث اصلی این کتاب ارزشمند را پیش روی مخاطبان قرار دهد تا با جهان بینی و راهکارهای مطهری برای اصلاح روحانیت و جایگاه آن آشنا شوند.
۱. چرایی پرداختن مطهری به سازمان روحانیت: دغدغه ها و زمینه ها
فکر اصلاح و نقد درونی نهاد روحانیت، از سال های جوانی در ذهن استاد مطهری ریشه دوانده بود. او خود را جزئی از این پیکره می دید و به همین دلیل، احساس مسئولیت عمیقی نسبت به سرنوشت و کارکرد آن داشت. از نگاه ایشان، روحانیت به دلیل جایگاه رهبران فکری و دینی جامعه، نقش محوری در صلاح و فساد جامعه اسلامی ایفا می کند. بنابراین، هرگونه اصلاح و پیشرفتی در جامعه، تا حد زیادی منوط به اصلاح و بالندگی این سازمان است.
کتاب در سال ۱۳۴۱ شمسی، در دورانی پر از تحولات اجتماعی و سیاسی و بحث های گسترده درباره جایگاه مرجعیت و روحانیت نوشته شد. در آن سال ها، جامعه اسلامی ایران با چالش های فکری و فرهنگی متعددی روبرو بود و از درون نهاد روحانیت نیز صداهای متفاوتی برای تغییر و تحول به گوش می رسید. مطهری در چنین فضایی، این مقاله را با هدف تبیین مشکلات بنیادین و ارائه راهکارهای عملی برای نقد مطهری به سازمان روحانیت و آسیب شناسی روحانیت شیعه از دید مطهری نگاشت. او معتقد بود که «علاقه مندان روشن اندیش اسلام، یکی از مهم ترین موضوعات که فکر آن ها را به خود مشغول می دارد همین موضوع است.» این دغدغه شخصی و اجتماعی، او را بر آن داشت تا با شجاعت و دلسوزی، به آسیب شناسی نهادی بپردازد که خود جزئی از آن بود.
۲. جایگاه و رسالت روحانیت از دیدگاه مطهری
استاد مطهری، روحانیت را صرفاً یک طبقه اجتماعی یا شغلی نمی داند، بلکه آن را به عنوان رهبران فکری و دینی جامعه تعریف می کند که وظیفه هدایت، ارشاد و تبیین معارف اسلامی را بر عهده دارند. از دیدگاه او، روحانیت نهادی است که برای حفظ و گسترش دین، ضروری است و بدون وجود یک سازمان و نظام صالح برای آن، اهداف عالی اسلام به درستی محقق نخواهند شد.
یکی از مزایای ساختار روحانیت شیعه، استقلال مالی آن از حکومت ها و اتکای آن به مردم است. این ویژگی، به روحانیت قدرت و استقلال عمل می بخشد تا بتواند بدون وابستگی به حاکمان، وظیفه نقد و ارشاد خود را انجام دهد. حوزه های علوم دینی نیز به عنوان مراکز تربیت روحانی، از اهمیت ویژه ای برخوردارند و وظیفه دارند عالمانی دلسوز، آگاه و توانمند تربیت کنند. مطهری بر این باور است که این ساختار، پتانسیل های بسیاری برای تأثیرگذاری مثبت در جامعه دارد، اما اگر دچار آفات و نواقص شود، می تواند به منبع مشکلات و نواقص حوزه های علمیه مطهری تبدیل گردد.
۳. آسیب شناسی و مشکلات اساسی سازمان روحانیت
مطهری در کتاب خود، مشکلات سازمان روحانیت را با دقت و جزئی نگری عمیقی مورد تحلیل قرار می دهد. این آسیب شناسی نه تنها نشان دهنده اشراف او بر ساختارهای حوزوی است، بلکه دلسوزی عمیق او را برای ارتقاء این نهاد نشان می دهد.
۳.۱. نواقص ساختاری و آموزشی حوزه های علمیه
ایشان معتقد است که حوزه های علمیه، با وجود مزایای تاریخی خود، دچار نواقص ساختاری و آموزشی جدی هستند که در طول زمان به مشکلات عمیق تری انجامیده اند:
- عدم استعدادیابی و هدایت تحصیلی: از نظر مطهری، یکی از ضعف های اساسی نواقص حوزه های علمیه مطهری، عدم وجود سیستمی برای شناسایی استعدادهای بالقوه طلاب است. او بر این باور است که بسیاری از طلاب باهوش، به دلیل نبود هدایت تحصیلی، مجبور می شوند صرفاً در رشته فقه و اصول تحصیل کنند، در حالی که ممکن است استعدادهای درخشان تری در فلسفه، کلام، تاریخ یا تفسیر داشته باشند. این امر منجر به هدررفت استعدادها و عدم بهره برداری کامل از توانمندی های افراد می شود.
- شیوه پذیرش طلاب: نبود یک سیستم ارزیابی ورودی مشابه کنکور، باعث می شود افراد فاقد صلاحیت علمی و حتی اخلاقی به راحتی وارد حوزه شوند. این وضعیت به افت کیفیت آموزشی و معنوی محیط حوزوی منجر می گردد.
- مشکلات روش تدریس:
- ضعف در آموزش ادبیات عرب: مطهری به شدت از روش های تدریس ادبیات عرب در حوزه ها انتقاد می کند. او بیان می دارد که طلاب پس از سال ها تحصیل، تنها قواعد زبان عرب را می آموزند، اما قادر به مکالمه و نگارش فصیح عربی نیستند. این ضعف، توانایی آنها را در فهم عمیق متون اصیل اسلامی و همچنین تبلیغ بین المللی اسلام کاهش می دهد.
- غلبه تفکر جدلی بر واقع بینی اجتماعی: افراط در مباحث اصول فقه، که مطهری آن را علم اصول در مجرایی افتاده که از صد سال پیش به این طرف از تکامل بازایستاده است توصیف می کند، باعث می شود طلاب به جای واقع بینی و حل مسائل اجتماعی، بیشتر به جدل و مناقشه بپردازند. این روش فکری، آن ها را از مسائل حیاتی جامعه دور نگه می دارد.
- آزادی بی حدوحصر لباس روحانیت: این آزادی، به افراد فاقد علم و تقوا اجازه می دهد تا با سوءاستفاده از لباس روحانیت، اعتبار این نهاد را خدشه دار کنند و به آبروریزی منجر شوند. مطهری این را به شدت مذمت می کند و آن را یکی از راه های ورود عناصر نامطلوب به این صنف می داند.
۳.۲. مسئله بودجه و نظام مالی روحانیت
یکی از بنیادین ترین مشکلات مسئله بودجه روحانیت در اندیشه مطهری است. مطهری سه روش تأمین معاش روحانیت را بررسی می کند:
- کار شخصی: عده ای معتقدند روحانیون باید مانند سایر اقشار جامعه، شغل و درآمد شخصی داشته باشند. مطهری در اینجا، ضمن تحسین این ایده در صدر اسلام، آن را برای شرایط پیچیده و توسعه یافته امروز، ناکافی می داند. او استدلال می کند که نیاز به تخصص عمیق و تمام وقت در علوم دینی، ضرورت وجود گروهی ممحض و تمام وقت را ایجاب می کند که با کار شخصی امکان پذیر نیست.
- اوقاف و صدقات جاریه: در گذشته، اوقاف نقش مهمی در تأمین معاش روحانیت و حوزه ها داشت. اما مطهری به وضعیت اسفبار آن در زمان خود اشاره می کند. سوءمدیریت، فساد و تبدیل شدن موقوفات به ملک شخصی، منابع مالی عظیمی را از دست روحانیت خارج کرده بود. او از این وضعیت به شدت انتقاد می کند و آن را مایه بزرگى براى فاسدپرورى و تقویت افرادى مى داند که مانع هر اصلاحى هستند.
- سهم امام (ع): مطهری سهم امام را مهم ترین و یگانه ترین منبع تأمین بودجه روحانیت شیعه می داند که بر اساس آیه خمس در قرآن و فقه شیعه، یک پنجم عواید خالص سالانه افراد باید صرف حفظ و ابقاء دین شود.
- نقاط قوت سهم امام: مهم ترین نقطه قوت این منبع، استقلال روحانیت از دولت ها است. این بودجه مستقیماً از ایمان مردم و با رضایت کامل آن ها تأمین می شود و روحانیت را به پشتوانه مردمی قدرتمندی مجهز می کند که می تواند در برابر انحرافات حکومت ها مقاومت کند.
- نقاط ضعف سهم امام (چالش اصلی): اما همین نظام مالی، دارای نقاط ضعف جدی است. از دید مطهری، فقدان سازماندهی، حساب و کتاب، و شفافیت مالی در جمع آوری و مصرف سهم امام، یک نقص بزرگ است. این امر باعث می شود که کیفیت مصرف رساندن آن هم طرق سنت معمول صد درصد بستگى دارد بنظر شخصى که بدست او رسیده است. تاکنون معمول نبوده که دفتر و حساب و رسیدگى و بیلانى در کار باشد. این وضعیت، زمینه را برای سوءاستفاده، عدم عدالت در تقسیم و وابستگی روحانیون به مریدداری فراهم می کند.
- تمرکز قدرت: توسعه سهم امام در یک قرن اخیر، با بهبود ارتباطات، به تمرکز وجوهات در دست مراجع بزرگ تقلید منجر شد. این تمرکز، اگرچه به توسعه حوزه ها کمک کرد و زعامت و ریاست های بزرگ را به وجود آورد (نظیر آیت الله میرزا محمدحسن شیرازی و فتوای تحریم تنباکو)، اما در عین حال، چالش هایی را نیز در زمینه شفافیت و کنترل قدرت به همراه داشت.
۳.۳. آفت عوام زدگی؛ سرطان روحانیت شیعه
از نگاه استاد مطهری، مهم ترین و خطرناک ترین آفت آسیب شناسی روحانیت شیعه از دید مطهری و نقد مطهری به سازمان روحانیت، «عوام زدگی» است. او این پدیده را به مثابه «سرطان روحانیت» تشریح می کند که ریشه های عمیقی در نظام مالیِ فاقد سازماندهی روحانیت دارد.
مفهوم عوام زدگی: مطهری، عوام زدگی را حالتی می داند که در آن روحانیت به جای آنکه پیشرو و هادی جامعه باشد، مجبور می شود به دنبال سلیقه و خواسته های عوام حرکت کند. عوام معمولاً با گذشته و آنچه به آن خو گرفته اند، عهد می بندند و از نوآوری و اصلاحات گریزانند. آن ها حق و باطل را به درستی تشخیص نمی دهند و هر امر تازه ای را بدعت می شمارند. وقتی روحانیت از نظر معیشت و جایگاه به این توده های ناآگاه وابسته می شود، ناگزیر از رعایت حال آن ها خواهد شد و اینجاست که عوام زدگی آغاز می شود.
آفتى که جامعه روحانیت ما را فلج کرده و از پا در آورده است [عوام زدگی] است. عوام زدگى از سیل زدگى زلزله زدگى مار و عقرب زدگى بالاتراست. این آفت عظیم معلول نظام مالى ما است.
تأثیر عوام زدگی بر روحانیت:
- محافظه کاری و سکوت: روحانیت عوام زده، برای حفظ جایگاه و معیشت خود، از پرداختن به مسائل اصولی و اصلاحی که ممکن است به مذاق عوام خوش نیاید، خودداری می کند. سکوت بر منطق و سکون بر تحرک ترجیح داده می شود.
- رواج ریا و تظاهر: برای جلب رضایت عوام و به دست آوردن وجوهات، ریاکاری، مجامله، تظاهر و کتمان حقایق شیوع می یابد. عناوین و القاب بلندبالا در جامعه روحانیت رواج می یابد تا ظاهر را حفظ کند.
- ناتوانی در عمل به منویات اصلاحی: حتی شخصیت های برجسته و اصلاح طلب نیز هنگامی که به جایگاه مرجعیت می رسند، به دلیل فشار عوام و ساختار موجود، از انجام منویات اصلاحی خود عاجز می مانند.
روایت های مطهری از مصادیق عوام زدگی: مطهری برای تبیین این آفت، به حکایات تاریخی و تجربیات شخصی خود و اساتیدش استناد می کند که بسیار روشنگر هستند:
- حدیث امام صادق (ع) درباره تقیه از شیعیان: ایشان حدیثی از امام صادق (ع) نقل می کند که در آن امام فرمودند: «شیعیان وقتی سراغ پدرم (امام باقر ع) می آمدند، با خلوص نیت و برای عمل می آمدند، و پدرم حقیقت را به آن ها می گفت. اما این ها که از من سؤال می کنند، قصد هدایت و عمل ندارند، بلکه می خواهند ببینند چه می شنوند و چه بسا آن را بازگو کرده و فتنه برپا می کنند. من ناچارم با تقیه به آن ها جواب دهم.» مطهری این را شاهدی بر فشار افکار عمومی حتی در زمان ائمه (ع) می داند و آن را به تقیه علمای امروز از عوام تشبیه می کند.
- خاطره آیت الله بروجردی: مطهری از قول آیت الله بروجردی نقل می کند که ایشان در اوایل مرجعیت عامه گمان می کرده اند که هر فتوایی بدهند مردم عمل می کنند. اما در جریان بعضی فتاوا که برخلاف ذوق و سلیقه عوام بود، دیدند که چنین نیست. این تجربه تلخ، نشان دهنده نفوذ عوام گرایی در تصمیم گیری های مرجعیت است.
- جریان آیت الله حائری یزدی و ایده آموزش زبان خارجی: مرحوم آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی، مؤسس حوزه علمیه قم، قصد داشت گروهی از طلاب را به زبان های خارجی و علوم مقدماتی مجهز کند تا بتوانند اسلام را در محیط های تحصیل کرده جدید و کشورهای خارجی تبلیغ نمایند. اما با انتشار این خبر، گروهی از عوام و شبه عوام تهران به قم رفته و به ایشان اولتیماتوم دادند که این پولی که مردم به عنوان سهم امام می دهند برای این نیست که طلاب زبان کفار را یاد بگیرند. آیت الله حائری نیز برای حفظ اساس حوزه، موقتاً از این منظور عالی صرف نظر کردند.
- اقدام آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی در جلوگیری از اصلاح برنامه درسی نجف: در زمان زعامت آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی، عده ای از علمای مبرز نجف، جلسه ای تشکیل دادند و توافق کردند که در برنامه درسی طلاب تجدید نظر کرده و نیازهای روز مسلمین را در نظر بگیرند، و حوزه نجف را از انحصار فقاهت و رساله نویسی خارج کنند. اما آیت الله اصفهانی با توجه به تجربیات مشابه، پیغام دادند که تا من زنده هستم کسی حق ندارد دست به ترکیب این حوزه بزند و اضافه کردند که سهم امام که به طلاب داده می شود فقط برای فقه و اصول است نه چیز دیگر. این امر نیز نمونه دیگری از مقاومت ساختار و عوام در برابر اصلاحات است.
نتایج عوام زدگی: این آفت باعث می شود که حوزه ها از صورت «دانشگاه دینی» به «دانشکده فقه» تبدیل شوند، یعنی تنها به یک رشته خاص (فقه) بپردازند و از سایر علوم اسلامی و انسانی غفلت کنند. همچنین، شیوع بیکاره ها و «علف های هرزه» در محیط روحانیت، به این معنا که افراد بدون صلاحیت، صرفاً به دلیل امکان ارتزاق، وارد این صنف می شوند و موجب افت منزلت آن می گردند.
۴. چالش قدرت و حریت در سازمان روحانیت
مطهری در تحلیلی مقایسه ای و عمیق، به چالش میان «قدرت» و «حریت» در سازمان روحانیت می پردازد. او روحانیت شیعه (در ایران) را با روحانیت اهل سنت (در مصر – جامع الازهر) مقایسه می کند تا ماهیت این چالش را بهتر روشن سازد.
مقایسه روحانیت شیعه و اهل سنت:
- روحانیت شیعه: دیدگاه مطهری درباره روحانیت شیعه بر این اساس است که اتکای آن به مردم (از طریق سهم امام)، به آن قدرت عظیمی می بخشد. این قدرت، امکان می دهد که روحانیت در برابر دولت ها مستقل عمل کرده و در مواقع لزوم، با انحرافات آن ها مبارزه کند. فتوای تحریم تنباکو توسط میرزای شیرازی، نمونه بارزی از این قدرت است. اما همین اتکا به مردم، خطر «عوام زدگی» و از دست دادن حریت فکری را به همراه دارد. روحانیت شیعه، ناگزیر است که سلیقه و عقیده عوام را رعایت کند و این امر می تواند مانع از بیان حقایق تلخ یا انجام اصلاحات جسورانه شود.
- روحانیت اهل سنت: در مقابل، روحانیت اهل سنت (نظیر جامع الازهر مصر)، به دلیل نداشتن بودجه مستقل و اتکا به دولت ها، قدرت سیاسی چندانی در برابر حکومت ندارد. رئیس جامع الازهر توسط رئیس جمهور انتخاب می شود و از این نظر، جایگاهی مشابه یک مقام دولتی دارد. اما همین عدم اتکا به عوام، به روحانیون اهل سنت حریت عقیده بیشتری می بخشد. آن ها مجبور نیستند به خاطر عوام، حقایق را کتمان کنند و می توانند فتاوایی صادر کنند که برخلاف سنت های رایج باشد (مثل فتوای شیخ شلتوت که مطهری به آن اشاره می کند).
دیدگاه مطهری در مورد راه دستیابی به هر دو (قدرت و حریت): مطهری معتقد است که ضعف روحانیت شیعه صرفاً به خاطر اتکا به مردم نیست، بلکه به دلیل «سازمان نداشتن» این بودجه است. او ایده «روحانیت ایده آل» را مطرح می کند که هم از قدرت ناشی از اتکای به مردم برخوردار باشد و هم از حریت فکری لازم برای اصلاح و پیشبرد جامعه. دستیابی به این هدف، نیازمند سازماندهی مجدد نظام مالی روحانیت است تا راه حل های مطهری برای اصلاح روحانیت تحقق یابد. از این نظر، تفاوت روحانیت شیعه و سنی مطهری در نحوه تأمین مالی و پیامدهای آن، کلید درک این چالش است.
۵. راهکارهای اصلاحی پیشنهادی مطهری
مطهری پس از آسیب شناسی دقیق و تشریح مشکلات، به ارائه راهکارهای عملی و بنیادین برای اصلاح روحانیت و رهایی از آفات آن می پردازد. او معتقد است که راه حل نه در قطع ارتباط مالی روحانیت با مردم است و نه در دولتی شدن آن، بلکه در سازماندهی مجدد همین بودجه موجود است.
- سازماندهی بودجه فعلی روحانیت (ایجاد صندوق مشترک): مهم ترین راهکار پیشنهادی مطهری، ایجاد یک «صندوق مشترک» برای جمع آوری وجوهات شرعی (سهم امام) است. او تشریح می کند که در حال حاضر، جریان سهم امام شبیه حالتی است که دولت برای فرهنگیان مالیات وضع کند و خود فرهنگیان را مسئول کند تا با جلب نظر مردم این بودجه را وصول کنند و هر کس به هر اندازه که می تواند بگیرد. این سیستم، زمینه را برای عوام فریبی، ریاکاری و سوءاستفاده فراهم می کند.
- مدیریت صندوق توسط مراجع و روحانیون طراز اول: این صندوق باید توسط مراجع و روحانیون طراز اول حوزه های علمیه اداره شود. تأکید او بر شفافیت، حساب و کتاب و ارائه بیلان منظم است. این ساختار، به جای اتکای فردی روحانیون به وجوهات مردم، یک نظام جمعی و مسئولیت پذیر را به وجود می آورد.
- قطع ارتباط مالی مستقیم روحانیون با مردم: با ایجاد این صندوق، هیچ روحانی ای نباید به صورت مستقیم از مردم ارتزاق کند. این اقدام، روحانیون را از قید «مریدداری» و رقابت بر سر جذب وجوهات رها می سازد.
- نتایج مورد انتظار: مطهری نتایج شگفت انگیزی را از اجرای این طرح اصلاحی متصور است:
- بازیابی حریت فکر و عمل: رهایی از فشار عوام، به روحانیون امکان می دهد تا بدون نگرانی از دست دادن موقعیت یا معیشت، به بیان حقایق و انجام وظایف دینی خود بپردازند.
- رهایی از عوام زدگی: با قطع وابستگی مستقیم به سلیقه های عوام، روحانیت می تواند نقش پیشرو و هادی قافله اجتماع را بازیابد.
- ارتقاء علمی و اخلاقی: تمرکز بر تحقیق، تدریس و تالیف عمیق تر، به جای صرف وقت برای جلب وجوهات، به ارتقاء سطح علمی و اخلاقی حوزه ها منجر می شود.
- بازگشت مساجد به جایگاه اصلی خود: مساجد از صورت «دکه کسب» و محل رقابت روحانیون خارج شده و به مراکز واقعی هدایت، تربیت و وحدت تبدیل می شوند. دیگر شاهد تکثر جماعت ها در یک مسجد نخواهیم بود که مطهری آن را مایه اعتراض «هر آدم فهمیده ای» می دانست.
- اصلاح معیشت: مطهری تأمین آبرومندانه معیشت روحانیون را ضروری می داند. او می نویسد: بستگى معیشت این فرد به مردم احساس و اندیشه تکلیف شرعى او را هم عوض مى کند. اگر روحانیون مجبور باشند مردم را به چشم «مستغل» (استثمار شونده) نگاه کنند، هرگونه نهی از منکر و امر به معروف واقعی از آن ها سلب خواهد شد. بنابراین، معیشت مناسب، شرط لازم برای انجام صحیح وظایف روحانیت است.
راه اصلاح یک چیز است: سازمان دادن بودجه فعلی روحانیت. در حال حاضر جریان سهم امام شبیه این است که فی المثل دولت مالیاتی برای تامین زندگی فرهنگیان وضع کند و خود آنها را مامور کند که با جلب نظر و تحبیب مردم این بودجه را وصول کنند و هر کس به هر اندازه می تواند از مردم بگیرد وجدانا موظف است که زائد بر احتیاجات شخصی خود را به دیگران بدهد. بدیهی است که در اینصورت وضع فرهنگ و تعلیم و تربیت به چه شکلی در می آید.
راهکارهای مطهری، نه تنها به دنبال رفع علائم، بلکه به دنبال درمان ریشه ای بیماری های سازمان روحانیت است تا رسالت روحانیت در عصر جدید به نحو احسن ادا شود. او با این طرح، خواهان روحانیتی است که هم قدرت مردمی داشته باشد و هم از حریت فکری برخوردار باشد.
نتیجه گیری
کتاب «خلاصه کتاب مشکل اساسی در سازمان روحانیت (مرتضی مطهری)» به مثابه یک آینه تمام نما، دغدغه های عمیق و مسئولانه استاد شهید مرتضی مطهری را درباره اهمیت سازمان روحانیت و نقد مطهری به سازمان روحانیت بازتاب می دهد. این اثر نه تنها به ریشه یابی چالش های بنیادین همچون عوام زدگی، نواقص آموزشی حوزه ها و مسئله بودجه می پردازد، بلکه با شجاعت و دلسوزی، راهکارهای عملی و ساختارمندی را برای اصلاح و ارتقاء این نهاد معرفی می کند.
مطهری، با نگاهی واقع بینانه، نهاد روحانیت را ستون فقرات حفظ و گسترش اسلام می داند و هرگونه صلاح و فساد جامعه را با صلاح و فساد این سازمان گره می زند. او با تبیین نقاط قوت روحانیت شیعه، به ویژه استقلال مالی آن از حکومت ها و اتکایش به مردم، در عین حال به دقت خطراتی همچون از دست دادن «حریت فکری» و «عوام زدگی» را گوشزد می کند که نتیجه فقدان سازماندهی درونی و شفافیت در نظام مالی است. راه حل او، ایجاد یک «صندوق مشترک» برای وجوهات شرعی و قطع ارتباط مالی مستقیم روحانیون با مردم، با هدف بازیابی حریت و کرامت این طبقه است.
ارزش ماندگار این کتاب در آن است که فراتر از زمان نگارش خود، همچنان به عنوان یک طرح اصلاحی عمیق و دلسوزانه قابل تأمل است. اندیشه های مطهری در این حوزه، نه تنها برای طلاب و محققان علوم دینی، بلکه برای هر علاقه مند به آینده دین و جامعه اسلامی، کاربردها و الهام بخش های فراوانی دارد. مطالعه دقیق و تأمل در دغدغه های این استاد شهید، می تواند گامی مهم در جهت فهم و حل مسائل جاری نهاد روحانیت و اعتلای جایگاه آن در جامعه باشد.
آیا شما به دنبال کسب اطلاعات بیشتر در مورد "خلاصه کامل کتاب مشکل اساسی در سازمان روحانیت اثر مطهری" هستید؟ با کلیک بر روی کتاب، ممکن است در این موضوع، مطالب مرتبط دیگری هم وجود داشته باشد. برای کشف آن ها، به دنبال دسته بندی های مرتبط بگردید. همچنین، ممکن است در این دسته بندی، سریال ها، فیلم ها، کتاب ها و مقالات مفیدی نیز برای شما قرار داشته باشند. بنابراین، همین حالا برای کشف دنیای جذاب و گسترده ی محتواهای مرتبط با "خلاصه کامل کتاب مشکل اساسی در سازمان روحانیت اثر مطهری"، کلیک کنید.